تبلیغات
مذهبی - آموزشی

مذهبی - آموزشی

آورده اند که  پرستوی بود که یک جوجه داشت  جوجه  او همیشه از مادرش گله مند بود که آیا ما بایدهمیشه ملخ بخوریم چرا چیز دیگر نمیاوری بالاخره مادرش از دست او ناراحت شد وبه او گفت تو چرا ناشکری می کنی ایا می دانی که من این ملخ را با چه زحمتی به دست می آورم وتو براحتی آنرا دور می اندازی اگر برای تو آسان باشد یک روز خودت شکار کن  ومن توی لانه بنشینم وبرای من آن را 0 جوجه پرستو قبول کرد ودنبال غذا گشت از قضا به لک لک رسید لک لک از احوال او خبر گرفت وپرستو تمام ماجرا را به او گفت لک لک گفت: ناراحت نشو من برای تویک ملخ می گیرم ورفت ویک ملخ گرفت وبه جوجه پرستو داد  جوجه پرستو خندان خندان به مادر ملخ را آورد ولی مادرش آن ملخ را دور انداخت وگفت ملخی که خودت گرفتی برایم من بیاور  جوجه پرستو دوباره راهی میدان شد که باز دوباره به لک لک رسید وباز ماجرا را به لک لک گفت  لک لک در جواب آن گفت حتما مادرت ملخ را کوچک دیده ودور انداخته است الان می روم یک ملخ درشت تر برایت می آورم ورفت ویک ملخ درشت تر آورد وجوجه  پرستو به امید اینکه حتما مادرم خوشحال خواهد شد ملخ را به آشیانه برد وتقدیم مادرش کرد ولی باز مادرش آن ملخ را دور انداخت وگفت ملخی که خودت گرفتی برایم من بیاور جوجه پرستوبه مادرش گفت تو از کجا می دانی که این ملخ ها را من نگرفتم  ولی مادر به او گفت تنها ملخی که خودت گرفتی برایم بیاور  جوجه پرستو دوباره راهی میدان شد ولی با خود عهد کرد که این بار خودم یک ملخ بگیرم وچشمش به یک ملخ کوچک افتاد ودنبال او رفت ولی موفق نشد باز دنبال او راه افتاد وبا امید اینکه حتما ملخ را شکار خواهم کرد به هر آتش وآب وبا هزار مکافات آخر توانست ملخ را بگیرد وشادمانه نزد مادرش آمد و گفت مادر خودم گرفتم  وبه مادرش داد ولی باز مادرش آن ملخ را دور انداخت وگفت ملخی که خودت گرفتی برایم من بیاور وملخ را دور انداخت جوجه پرستو ناراحت شد وگفت چرا زحمت مرا دور میاندازی وبا چه زحمتی این ملخ راگرفتم ورفت و همان ملخ رادوباره آورد  "

در این جا مادر جوجه پرستو خوشحال شد وگفت این ملخ را خودت گرفتی ولی بقیه را خودت نگرفتی چونکه وقتی که من آن ملخ ها را دور انداختم تو بی اعتنا شدی چون زحمت نکشیده بودی اما در آخرین ملخ وقتی که من آن را دور انداختم چونکه بر آن زحمت کشیده بودی قدرش را دانستی  ورفتی آن را دوباره آوردی

این را بدان هیچ چیز بدون زحمت به دست نمی آید 

جوجه پرستو با این واقعه این را فهمید که اگر چیزی که بدون زحمت به دست بیاید قدرش دانسته نمی شود اما اگر در آن زحمت کشیده شود قدرش را بهتر می داند واز مادرش از زحماتی که برایش میکشید تشکر کرد واز عمل خود از وا عذر خواهی کرد

 

عزیزان چیزی که بدون زحمت به دست بیاید هم زود فراموش وهم قدرش رادانسته نمی شود  ولی اگر با زحمت وسختی به دست بیاید به یقین قدرش دانسته  در نزدش خیلی بالا خواهد بود


[ سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ اسماعیل سارلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب