تبلیغات
مذهبی - آموزشی

مذهبی - آموزشی
فرستنده ErfanAbad در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۱۴ ۱۸:۱۰:۰۰ (193 بار خوانده شده) مقالات
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم
حیله عملی است که بوسیله ی آن میتوان به مقصود رسید، و بنفسه مشروع و مطلوب است، زمانی که در آن اقتصاد و میانه روی باشد و از دو جهت به گمراهی کشیده نشود. اگر کسی بگوید که حیله به طور مطلق درست است، او به دلیل افراط هلاک میشود و اگر کسی بگوید که حیله بطور مطلق باطل است او به دلیل زیاده روی به گمراهی کشیده می شود و اگر کسی آنرا با تفصیل بیان کند او به دلیل میانه روی نجات پیدا میکند.

پس اگر حیله برای باطل کردن حق و ثابت کردن باطل و ساقط کردن تکلیف دینی به خاطر سختی آن انجام شود آن کار در شریعت ممنوع است به دلیل این سخن خداوند: «وَ لَقَد عَلِمتُمُ الَّذین اعتَدَوا مِنکُم فی السَّبتِ فَقُلنا لَهُم کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ» بقره/65. معنی: و محققاً دانسته اید جماعتی از شما را که عصیان ورزیده حرمت شنبه را نگاه نداشته اند، گفتیم بوزینه های خوار و رانده شده باشید. پس برای صید کردن حیله را بکار بردند و حوض هایی را حفر کردند و رودهای کوچکی را به سمت آنها ایجاد کردند و زمانی که روز شنبه فرا رسید موج ماهی ها را به سمت حوض ها هدایت کرد. به خاطر عمق حوض ها و کم بودن آب حوضها قادر به خارج شدن نبودند، پس آنها با استفاده از حیله در روز یکشنبه شکار می کردند و در روایتی دیگر آنها در روز جمعه دام ها و قلاّب هایشان را نصب می کردند و در روز اوّل هفته آنها را خارج می کردند. (تفسیر المظهری ص79 ج1). سید محمود آلوسی گفت: «این آیه دلیلی است بر حرام بودن حیله در اموری که خارج از شریعت است مثل ربا» (الفتاوی الهندیه ص167 ج1).
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: «از کارهایی که قوم یهود به آن ها مرتکب شده اند دوری کنید، پس آنها محرّمات خداوند را با اندکی حیله حلال دانسته اند». (فتاوی شیخ الاسلام ص24 ج2). به نظر علمای اهل سنت رحمه الله تعالی قطعاً تمام حیله هایی که حقّ دیگری را باطل کند یا در آن شبهه بوجود بیاورد و یا موضوع باطلی را دروغ آرایی و نیرنگ سازی کند مکروه است. (الفتاوی الهندیه ص390 ج6).
اگر حیله برای در امان بودن از حرام یا رسیدن به ثواب و یا برای انجام آن ضرورت وجود داشته باشد، بصورت شرعی درست است. بدلیل این سخن خداوند: «وَ خُذ بِیَدِکَ ضِغثاً فَاضرِب بِه وَ لاَ تَحنَث» (سوره ص آیه44). زمانی که حضرت ایوب قسم خورد که همسرش را 100 ضربه بزند خداوند به او فرمان داد: دسته ای از شاخه های باریک بگیر پس با آن همسرت را بزن و سوگند خود را مشکن. خداوند به خاطر خدمت هایی که آن زن کرده بود و بخاطر راضی بودن حضرت ایوب از وی، این کار را حلال گردانید تا رحمتی برای او و همسرش باشد. و این کار در مذهب حنفی و سایر مذاهب اهل سنت هنوز باقی است. (لیکن مواردی که غیر از حدود باشد به طریق اولی صحیح می باشد).
حضرت اسماعیل حقی رحمة الله تعالی می فرمایند: و با اتّفاق آراء به حیله های شرعی عمل کرده می شود. روایت است که لیث فرزند سعد سوگند خورد که ابوحنیفه را با شمشیر بزند سپس از گفته خود پشیمان شد و راه خروجی از سوگند خود را طلب نمود. پس امام ابوحنیفه گفتند: شمشیر را بگیر و با عرض آن من را بزن این طور از زیر بار سوگند خارج خواهی شد. (تفسیر روح البیان ص44 ج8). و ابو البرکات النسفی گفت: و این رخصت باقی ماند. (تفسیر مدارک التنزیل ص43 ج4).
امام سیوطی فرمودند: به روایتی از عبدالرزاق و سعید ابن منصور و ابن جریر و ابن المنذر از ابی امامه بن حنیف، ایشان گفتند: زنی از طایفه بنی ساعده از زنا حامله شد. از او پرسیدند: از چه کسی حامله شده ای؟ جواب داد: از فلانی، که شخصی فلج بود. از آن شخص پرسیدند و او نیز گفته ی آن زن را تصدیق کرد. او را پیش رسول صلی الله علیه و سلم بردند و ماجرا را گفتند، حضرت گفتند: خوشه ای متشکّل از صد چوپ نازک و نرم بگیرید و یک ضربه با آن به او بزنید.
روایتی از احمد و عبدابن حمید و ابن جریر و طبرانی و ابن عساکر از ابی امامه بن سمل بن حنیف از سعدبن عبادة رضی الله عنه گفت: در منزل ما انسان ضعیف و معلولی بود که اهل دار به او اهمیت زیادی نمی دادند. او در خفا با کنیزی از کنیزان خانه کار فحشا کرد در حالی که خودش مسلمان بود، پس حضرت سعد رضی الله عنه حال او را پیش حضرت رسول خدا بازگو کرد، حضرت صلی الله علیه و سلم گفتند: او را شلاّق بزنید، سعد گفت: یا رسول الله آن مرد بسیار ضعیف است اگر او را صد ضربه شلاق بزنیم او خواهد مرد. حضرت رسول صلی الله علیه و سلم فرمودند: خوشه ای از 100 شاخه ی نرم بگیرید و یک ضربه به او بزنید و خلاص کنید.
و روایتی است از عبدالرّزاق و عبدابن حمید از محمد بن عبدالرحمن از ثوبان رضی الله عنه: مردی را در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و سلم عمل فحشا در رسید و خودش در بستر مرگ بو. خانواده ی وی، حضرت رسول صلی الله علیه و سلم را از این عمل مطلع کردند.، پیغمبر علیه الصّلاة والسّلام دستور دادند: «با خوشه ای از درخت خرما که 100 شاخه دارد او را یک ضربه بزنید». و نیز طبرانی از سمل بن سعد روایت میکند: «پیغمبر علیه السلام بر پیر مردی که از شدّت لاغری رگهای وی نمایان شده بود وارد شد آن مرد با زنی زنا کرده بود پس او را با دسته ای از علف که صد شاخه داشت یک ضربه زد» (الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور ص317 ج5). شیخ نظام و جماعتی از علمای هند گفتند: « هر حیله ای که شخص آن را بکار بگیرد تا از فعل حرام باز ماند یا برای رسیدن به حلال انجام دهد، آن حیله خوب است و اصل در جواز چنین حیله هایی قول خداوند است که می فرماید: «وَ خُذ بِیَدِکَ ضِعثاً فاضرب به و لا تحنث...» و این تعلیم جای گریزی است برای حضرت ایوب علی نبینا و علیه الصلواة والسّلام از سوگندی که یاد کرده بود برای زدن همسرش با صد ضربه. و عموم مشایخ بر آنند که حکم این حیله منسوخ نیست و این روایت صحیح است همچنان که در کتاب ذخیره آمده است. (الفتاوی عالم گیریه ص390 ج6).
امام فقیه اشرف علی التهانوی فرموده اند: از فواید حیله روایتی است که الخصاف و چند تن دیگر از امام ابوحنیفه رحمه الله روایت کردند: در زمان ابوحنیفه بین زن و شوهری جرّ و بحث شد و زن از جواب دادن به همسرش امتناع کرد، مرد گفت: اگر تا طلوع فجر فردا، حرف نزنی تو طلاق هستی. ولی زن باز هم ساکت ماند و هیچ حرفی نزد. مرد از طلاق شدن همسرش ترسید و نزد علماء رفت ولی هیچ راهی برای خلاص شدن از این حرفش نیافت. سپس پیش امام ابوحنیفه رفت و موضوع را به او گفت. امام ابوحنیفه گفت: بالاخره پیش استادت آمدی؟ مرد از او عذرخواهی کرد و گفت: برای من هیچ راه نجاتی جز تو نیست. امام ابوحنیفه به آن مرد گفت: به خانه ات برو تا من پیش تو بیایم و تو را خلاصی دهم، آن مرد به خانه اش رفت و امام ابوحنیفه به اذان گاه محلّه آن مرد رفت و اذان کشید، زن فکر کرد که فجر طلوع کرده است و گفت: خدا را شکر که از دست تو نجات پیدا کردم سپس ابوحنیفه به در خانه ی آن مرد آمد و گفت: قطعاً تو از حرفی که زدی خلاصی یافتی و من مانند حضرت بلال در نصف شب برای نماز تهجّد اذان کشیدم. (شرح اعلاء السنن ص434 ج18).
امام بزرگ ابوبکر محمّد شمس الائمه السرخسی گفت: جمعی از علماء در عروسی بودند که بین آنها امام ابوحنیفه نیز بود. آن زمان ابوحنیفه هنوز جوان بود که به ناگاه داد و فریاد زنان شنیده شد، یکی از حاضران گفت چه اتّفاقی برای آنها افتاده است؟ گفتند: آنها به اشتباه افتاده اند، سپس گفتند: در این عروسی دو برادر هم زمان ازدواج کردند که به اشتباه همسر هر یک از آنها به حجله ی دیگری رفته و خلوت یافته اند. سفیان ثوری رحمة الله گفت: چنین اتّفاقی در زمان حضرت علی نیز افتاده بود که حضرت علی چنین حکم کرد: هر یک از دامادها باید به عروسِ دامادِ دیگر مهریّه بدهد و هر عروس باید عدّة بکشد و سپس پیش همسر خود برود در آن هنگام ابوحنیفه رحمة الله با انگشتش گوشه سفره را گرفته بود انگار که به چیزی فکر می کرد. کسی که در کنار او نشسته بود به او گفت: اگر می خواهی چیزی بگویی بگو آیا تو پاسخ دیگری داری؟ سفیان ثوری رحمه الله عصبانی شد و گفت: مگر پیش او جواب دیگری هست زمانی که حضرت علی جواب این سؤال را داده است. ابوحنیفه با هر یک از دو برادر بصورت سرّی صحبت کرد و گفت: آیا از زنی که با آن جماع کرده ای راضی هستی و با او ازدواج می کنی؟ هر دوی آنها گفتند بله، سپس به آنها گفت که هر یک از شما همسر خود را طلاق دهید و با زنی که با او جماع کرده اید ازدواج کنید و با برکت خداوند زندگی کنید. سفیان ثوری رحمه الله گفت: تو چه حکمی صادر کرده ای؟ ابوحنیفه رحمة الله علیه گفت: بهترین و محتمل ترین راه به برقراری الفت و نزدیکی و دورترین راه از دشمنی و عداوت. مگر غیر از این است اگر آنها تا پایان عدّت صبر کنند در قلب هر یک از آنها کینه ای بوجود می آید که برادرش با همسر او نزدیکی یافته، ولی من حکم کردم که هر یک از آنها همسر خود را طلاق دهند، چرا که هیچ خلوتی بین آنها نبوده و پس از طلاق نیز عدتی لازم نخواهد شد سپس هر یک از آن دو عروس با کسی که خلوت کرده بود ازدواج کند که عدّت او نیز نکاح میان آندو را منع نمی کرد و نتیجتا در قلب هیچ یک از آن دو برادر کینه ای نخواهد بود. علماء حضار از تیز هوشی و دانایی حضرت ابوحنیفه رحمه الله متعجّب شدند. (المبسوط ص344 ج30) .
امام ابوبکر احمد الرازی الجصّاص فرموده اند: «در این حکایت (حکایت حضرت ایوب) دلیلی بر مجاز بودن حیله در کارهایی که انجام دادن آنها جائز است و میتوان با آن کارهای سخت و ناپسند را از خود و از دیگران دفع کرد وجود دارد. چون خداوند امر کرد که او را با دسته ای از شاخه های نازک بزند تا از سوگند خود خارج شود و به همسرش ضرر زیادی وارد نشود». (احکام القرآن ص384 ج3).
آگاه باشید که حیله ی اسقاطی ای که در میان ما مرسوم است (دور و اسقاط برای میّت) برای نجات دادن میّت با دادن فدیه برای نمازها و روزه ها و عبادت های دیگری که میّت به هر شکلی آنها را اداء نکرده است کاری مشروع بوده و از آیات و احادیث نبوی گرفته شده است. یکی از علمای بزرگ مذهب حنفی که آنرا تأیید می کنند، حضرت امام ابن ابزّاز کردی است که می فرمایند: اگر کسی وفات کرد و نمازهای اداء نشده ای داشت حتی اگر نماز وتر هم باشد نصف صاع گندم را صدقه بدهید و اگر مالی نداشت نصف صاع گندم را قرض بگیرید و به مسکینی بدهید و مسکین آنرا قبول کند و دوباره به وارثین میّت بدهد و وارثین دوباره آنرا به مسکین بدهند و این کار را تکرار کنند تا تمام نمازهای گذشته ی میّت تمام شود. (الفتاوی البزّازیّه ص69 ج4).
از علمای دیگری که این کار را تأیید می کنند امام محمّد الحصکفی است که گفتند: پس از مرگ میّت با تمام ملک او کل عمرش را در یک بار اسقاط کنید و اگر کل ملک او کفاف تمام عمرش را نکرد با قرض گرفتن این کار را بکنید، به این صورت که به مسکینی صدقه بدهید و مسکین دوباره آنرا برگرداند و این کار را تکرار کنید تا فدیه ی تمام عمرش به پایان برسد. (درّ المنتقی فی شرح المنتقی ص250 ج1).
از دیگر علمائی که این کار را تصدیق کرده اند فقیه ابن عابدین، ایشان گفته اند: کسی که عمل اسقاط را انجام می دهد فرقی نمی کند که وارث میّت باشد یا غیر وارث و یا وکیل اسقاط کننده، به یکی از فقراء فدیه یکسال نماز میّت را بدهد و بگوید که این فدیه ی یکسال نماز فلانی پسر یا دختر فلان است با ذکر نام و نام پدر میّت و این مال به او تعلّق داشت و سپس آنرا به فقیر بدهد و به او بگوید این مال حال مال تو است و فقیر بگوید: من این مال را قبول کردم و مالک آن شدم و حالا آنرا به تو می دهم اینگونه فدیه نماز یکسال میت اداء میگردد و سپس به 9 فقیر دیگر این کار را بکند پس از این کار در یک دور فدیه نماز 10 سال میّت اداء می شود این کار را باید چندین بار انجام دهد تا تمام نمازهای فوت شده ی میّت باتمام برسد. وقتی تمام نمازها به پایان رسیدند دوباره به یکی از آن 10 فقیر مالی به اندازه ی یکسال فدیه نماز میّت بدهد و مثل قبل بگوید که این از مال فلانی ابن یا بنت فلانی است و فدیه سائر اعمالی است که برگردن میت واجب شده بود و این کار را با تمام فقراء دیگر انجام دهد و فقراء نیز تمام آن اموال را قبول کنند و دوباره به وارث و یا به وکیل او بدهند و لازم نیست که آن اموال بین فقراء تقسیم شود. این یک حیله ی شرعی است و خداوند بر همه چیز داناتر است (منحة الخالق علی البحر الرائق ص98 ج2).
و از جمله آن علماء، امام کامل، طاهر ابن عبدالرشید البخاری، ایشان گفتند: اگر میت مالی را به ارث نگذاشته بود، وارث آن، مالی به ارزش نصف صاع گندم قرض بگیرد و به مسکینی بدهد سپس مسکین آن مال را به وارث بدهد و این کار را تکرار کند تا تمام نمازهای اداء نشده ی میت تمام شود. (خلاصة الفتاوی ص192 ج1).
شیخ زین العابدین بن ابراهیم گفت: زمانی که کسی خواست فدیه نماز و روزه ی پدرش را بدهد در حالی که خودش فقیر است دو مَن گندم بگیرد و به فقیری بدهد و سپس آن فقیر دو من گندم را به او برگرداند و این کار را ادامه دهند تا وقتی که تمام نمازها و روزه ها به پایان برسند. (خلاصة الفتاوی ص192 ج1).
شیخ اسماعیل حقی میفرمایند: در کتاب فوائد الفتاوی آمده: «بهتر است میّت وصیت کند، تا تمام نمازهای عمرش یعنی (بعد از بلوغ) را اسقاط کنند حتّی اگر آنها را به طور کامل اداء کرده باشد. (بخاطر احتمال فاسد شدن آنها به دلیل وجود نقصان در ارکان آن ها) (تفسیر روح البیان ص500 ج3).
علمای بزرگ دیگری نیز همچون علاّمه محمّد ابوالسعود و علاّمه حسن الشرنبلالی و علاّمه الحلبی و امام ابن نعیم و علامه عبدالواحد السیوستانی نیز عمل دور و اسقاط برای میت را جائز دانسته و بر صحت آن تأکید کرده اند.

گردآورنده: ابراهیم پقه
[ یکشنبه 20 اسفند 1391 ] [ 07:18 ب.ظ ] [ اسماعیل سارلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب