تبلیغات
مذهبی - آموزشی

مذهبی - آموزشی

اینک در دفاع از مادرمان به نقد و تحلیل این دو حدیث می‌پردازیم تا مسلمانان ساده‌لوح، به دام این شیادان نیفتند.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شِهَابٍ الْخَوْلاَنِىِّ قَالَ کُنْتُ نَازِلاً عَلَى عَائِشَةَ فَاحْتَلَمْتُ فِى ثَوْبَىَّ فَغَمَسْتُهُمَا فِى الْمَاءِ فَرَأَتْنِى جَارِیَةٌ لِعَائِشَةَ فَأَخْبَرَتْهَا فَبَعَثَتْ إِلَىَّ عَائِشَةُ فَقَالَتْ مَا حَمَلَکَ عَلَى مَا صَنَعْتَ بِثَوْبَیْکَ قَالَ قُلْتُ رَأَیْتُ مَا یَرَى النَّائِمُ فِى مَنَامِهِ. قَالَتْ هَلْ رَأَیْتَ فِیهِمَا شَیْئًا. قُلْتُ لاَ. قَالَتْ فَلَوْ رَأَیْتَ شَیْئًا غَسَلْتَهُ لَقَدْ رَأَیْتُنِى وَإِنِّى لأَحُکُّهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- یَابِسًا بِظُفُرِى.[۱]

عبدالله بن شهاب خولانی می‌گوید: من در منزل عائشه مهمان شدم و در لباس‌هایم احتلام شدم. پس آن را در آب فرو کردم، کنیز عائشه مرا دید و از این مسأله عائشه را با خبر ساخت. پس عائشه شخصی را به سویم فرستاد تا از من  بپرسد: چه چیزی تو را وا داشت که با لباس‌هایت چنین کردی؟ جواب داد: من در خواب دیدم آن‌چه که مردم در خواب می‌بینند. عائشه جواب داد: آیا در لباس‌هایت چیزی مشاهده کردی؟ گفتم: خیر. عائشه فرمود: اگر چیزی می‌دیدی، می‌شستی و من یاد دارم که منی خشک را از لباس پیامبر صلى الله علیه وسلم با ناخن دور می‌کردم. یعنی: تنها با خواب دیدن، بدون از این که چیزی بر لباس مشاهده شود، لباس‌ها کثیف نمی‌شوند و اگر هم بر لباس چیزی دیده شود، به جای شستن می‌توان آن را با ناخن دور کرد و این نوع تطهیر مورد تأیید پیامبر صلى الله علیه وسلم است.

عن همام بن الحرث قال ضاف عائشة ضیف فأمرت له بملحفة صفراء فنام فیها فاحتلم فاستحیا أن یرسل بها وبها أثر الاحتلام فغمسها فی الماء ثم أرسل بها فقالت عائشة لم أفسد علینا ثوبنا ؟ إنما کان یکفیه أن یفرکه بأصابعه وربما فرکته من ثوب رسول الله صلى الله علیه و سلم بأصابعی.[۲]

شخصی در منزل عایشه مهمان شد، عایشه دستور داد که به او لحاف زردرنگی بدهند. مهمان در آن لحاف خوابید و احتلام شد، پس شرمش آمد که آن لحاف را با آن‌که در آن اثر احتلام است، پیش عایشه بفرستد، پس آن را در آب شست. سپس نزد عایشه فرستاد. عایشه فرمود: چرا لحاف ما را خراب کرده‌ است؟ این قدر کفایتش می‌کرد که آن را با ناخن‌هایش بخراشد و من هم بسا اوقات آن را با ناخن‌هایم از لباس پیامبر صلى الله علیه وسلم می‌خراشیدم.

خواننده‌ی محترم! هم‌چنان که از ترجمه‌ی این دو حدیث واضح است، کم‌ترین بویی از فحشا در آن احساس نمی‌شود.

توضیح بیش‌تر این که:

اولاً مهمان به کسی می‌گویند که بیرون از شهر به منزل کسی برود و از منزل او غذا بخورد، چه آن‌جا بخوابد، یا در جایی دیگر مثل مسجد ، باز هم به وی مهمان فلانی گفته می‌شود. این واقعه که مربوط به یک نفر مهمان یا دو نفر، چنان که از روایت ترمذی معلوم می‌شود، دلیل بر إستمرار سخاوت و مهمان‌نواریی است که از زمان پیامبر سابقه داشته است. امروزه هم سرداران سخاوت‌مندی که مهمان‌نواز بوده‌اند، شیرزنان آنان پس از مرگ شان، سنت حسنه مهمان‌نوازی ادامه می دهند.

ثانیاً: در حدیث اول، به صراحت یا اشاره هم ذکر نشده که این مهمان، در اتاق عایشه خوابیده است، این تنها گمان بیماردلان است.

ثالثاً: در خود حدیث به صراحت مهمان می‌گوید: من احتلام شدم. یعنی: در حالت خواب انزال شدم. احتلام شدن با زنا کردن کاملاً متفاوت است و هر عاقلی این را می‌داند و اتفاقاً کسی در شب احتلام می‌شود که در آن شب زنا یا مجامعت با همسر نداشته باشد.

رابعاً: می‌گویند: چرا آن‌جا احتلام شده است؟! این سوال دلیل بر حماقت و عناد آنان است، مگر احتلام اختیاری است؟ به ویژه‌ی برای مهمانی که از بیرون شهر مسافت مدیدی را طی کرده و از همسرش چند روزی دور بوده است، احتمال احتلام در او قوی است.

خامساً: در حدیث به صراحت آمده است که لباسم از احتلام آلوده شد. مشخص است که لباس ناخواسته از احتلام آلوده می‌شود، نه از زنا که در حالت بیداری صورت می‌گیرد و شخص می‌تواند لباسش را از آلودگی حفظ کند.

سادساً: در خود حدیث به صراحت ذکر شده که عایشه از احتلام او خبر نداشته و مهمان هم با حیا بوده است و قبل از سوال که چرا لباس‌هایت را می‌شویی از احتلام خود خبر نداده است.

سابعاً: از حدیث معلوم می‌شود که عایشه مستقیم و رودر رو با وی صحبت نکرده و کنیزش بین آن دو واسطه بوده است و بالواسطهً مسأله‌ی شرعی را برایش بیان کرده است.

ثامناً: عایشه در منزل تنها نبوده، حداقل یک کنیز با وی همراه بوده است، چنان که از حدیث واضح است.

تاسعاً: در حدیث دوم به صراحت آمده است که برای مهمان لحاف فرستادند،و در دنباله‌ی حدیث آمده است که مهمان را شرم آمد که لحاف را قبل از شستن به اتاق عایشه بفرستد؛ یعنی: مهمان در جایی غیر از اتاق عایشه خوابیده است.

عاشراً: از حدیث معلوم می‌شود که این مهمان مؤمن طاهر بوده است که اقدام به طهارت لباس کرده و گرنه زانی پروایی به طهارت لباس از منی ندارد و هم‌چنین زن فاحشه هم که به طهارت شرم‌گاه باکی ندارد، به تطهیر لباس هم اعتنا نمی‌کند.

خطاب به قاذفان عایشه رضی الله عنها

به خدا قسم اگر این واقعه مربوط به منزل عایشه و حتى مربوط به سایر زنان صحابه و تابعین نمی‌بود و حتى برای یکی از زنان مسلمان عادی در عصر حاضر پیش می‌آمد، باز هم ما نباید گمان بد و زنا می‌کردیم، مگر دین اسلام از بدگمانی باز نداشته است؟ شما را به خدا با قطع نظر از این که عایشه صحابی و همسر برتر رسول است، آیا اسلام چنین دستور می‌دهد که با توجه به دو جریان فوق او را به زنا متهم کنیم و به زنای او شهادت بدهیم، مگر در دین اسلام حکم چنین نیست که ثبوت زنا با شهادت چهار نفر شاهد دیندار صورت می‌گیرد که به صراحت بگویند: ما فلان مرد و زن را در حال زنا هم‌چون ریسمان در چاه دیده‌ایم و قاضی شهادت آنان را تأیید کند. حتى اگر مرد و زن اجنبی به حالت عریان در یک اتاق و در بغل یک‌دیگر باشند، دلیل قطعی بر زنای آن دو نیست.

شما را به خدا قسم! اگر همسر شما که اصلاً وی را دوست نداشتید و سپس وی را طلاق دادید اگر پس از آن که از شما کاملاً جدا شده، زنا بکند، شما را خوش می‌آید که مردم قضیه‌ی زناکاری او را افشا کنند؟ حال خود بگویید: اگر همسر شما محبوب دلتان باشد و کاملاً پاک‌دامن باشد و دیگران به وی تهمت زنا بزنند، چه قدر بر شما سنگین تمام می‌شود و آن را به جای حمله بر همسر، حمله بر خود می‌دانید و ….

آیا بر فرض این که زنی مسلمان هزار سال پیش مرتکب فحشا شده باشد جایز است که ما به او فحش بدهیم؟! انصافاً اگر شخصی به صراحت بگوید که من با زن فلان پیامبر زنا کرده‌ام و مردم با گوش خود از زبان او بشنوند، نه این که در کتابی روایت صحیح  و صریح و غیر متواتر خوانده باشند، آیا شرعاً برای مردم فرض به جای خود، گنجایش هست که آن زن را به زنا متهم کنند؟! یا این که در صورت اتهام باید حد قذف، هشتاد شلاق زده شوند؟!.

چرا به جای عایشه به همسر ابولهب فحش نمی‌دهید که به تصریح پیامبر و قرآن ابولهب و همسرش معلون و مطرود و در حال کفر مرده‌اند؟! شما را به خدا حداقل همان اخلاق اسلامی را که در حق همسر ابولهب رعایت می‌کنید، در حق همسر پیامبر نیز رعایت کنید. آیا از خود پرسیده اید که در تنقیص و تحقیر عایشه چه نفعی وجود دارد؟ در پایان دلسوزانه می‌گویم: در فحش و ناسزا گفتن هیچ خیری وجود ندارد، جز رسوایی، به ویژه در حق کسی که مستحق آن نیست.


[۱] صحیح مسلم للنیسابوری (۲۹۰).

[۲] سنن الترمذی لمحمد الترمذی (۱۱۶).

منبع: از سایت سنت آنلاین


[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ اسماعیل سارلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب